محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

529

تاريخ الطبرى ( فارسي )

حادثه ها بود و به طلب جاى وسيع و ييلاق سوى ديار يمن و مرتفعات شام برون شدند و بعضى قبايل نيز برفتند تا به ناحيهء بحرين فرود آمدند و جماعتى از ازد آنجا مقر داشتند كه به روزگار عمران پسر عمرو آنجا آمده بودند و از باقيمانده بنى عامر بودند و عامر ماء السماء لقب داشت و پسر حارثهء غطريف پسر ثعلبه پسر امرؤ القيس پسر مازن پسر ازد بود . و عربانى كه از تهامه آمدند مالك و عمر دو پسر فهم پسر تيم الله پسر اسد پسر وبره پسر تغلب پسر حلوان پسر عمران پسر الحاف پسر قضاعه بودند . و مالك پسر زهير پسر عمر و پسر فهيم پسر تيم الله پسر اسد پسر وبره با جمعى از قومشان . و حيقار پسر حيق پسر عمير پسر قنص پسر معد پسر عدنان با همه بنى قنص . و اين كسان نيز به آنها پيوستند : غطفان پسر عمرو پسر طمثان پسر عوذ مناة پسر يقدم پسر افصى پسر دعمى پسر اياد پسر فزار پسر معد پسر عدنان . و زهره پسر حارث پسر شلل پسر زهر پسر اياد . و صبح پسر صبح پسر حارث پسر دعمى پسر اياد . و جمعى از قبايل عرب كه در بحرين فراهم آمدند پيمان تنوخ بستند ، يعنى اقامت ، و تعهد كردند كه يار و پشتيبان همديگر باشند و نام تنوخ بر آنها بماند و چنان شد كه گويى قبيله اى بودند . گويد و قبايلى از نمارة بن لخم نيز با آنها مقيم شدند . و مالك پسر زهير ، جذيمة الابرش پسر مالك ازدى را دعوت كرد كه با وى مقيم شود و لميس خواهر خويش و دختر زهير را زن او كرد و جذيمه با گروهى از قوم ازد آنجا مقيم شدند و از قبايل مقيم ، مالك و عمرو پسران فهم و ازد هم پيمان شدند و يك سخن بودند .